ابراهيم اصلاح عربانى
455
كتاب گيلان ( فارسى )
خويش نيستند و از اينرو پرندگان و حيوانات وابسته به اكوسيستم آبى عرضهاى جغرافيايى بالا ناگزير از مهاجرت مىشوند . در چنين شرايطى تالاب انزلى به دليل مصونيت از يخ زدن سطح آن ، زيستگاه مناسبى براى اين پرندگان به شمار مىرود . در سالهاى اخير كه شكار پرندگان دريايى تحت ضوابط و مقررات خاصى درآمده و از يورش بىوقفهء شكارچيان به آشيانه اين پرندگان جلوگيرى مىشود ، امنيت حاصل از آن ، تأثير زيادى در تثبيت و افزايش نسل پرندگان برجاى گذاشته است ، تا جايىكه از چند سال پيش به اين طرف حتى قوهاى مهاجر نيز با برخوردارى از اين امنيت ، به ساخت آشيانه و تخمگذارى در تالاب انزلى مىپردازند . نيزارها از اين نظر پوشش طبيعى مناسبى براى اين پرندگان به شمار مىروند . در فصل بهار پرندگان دريايى بزرگ و كوچك با جوجههايى كه در جستجوى غذا و با فراغت خيال در سطح و زير آب به اينطرف و آنطرف مىروند ، چشماندازهاى طبيعى زيبايى در تالاب انزلى به وجود مىآورند . اين چرخهء طبيعت امكان مىدهد كه جوجهها نيز ، با درك غريزى خود تالاب را به عنوان محيط آيندهء تخمگذارى انتخاب كرده و در موعد معين براى تجديد نسل خود بدانجا روى بياورند . توصيف زيبائيهاى تالاب و عظمت طبيعت آرامشبخش آن ذوق و قريحهء شاعرانهاى مىطلبد ، اما به مصداق آنكه « شنيدن كى بود مانند ديدن » تالاب و آرامش حاكم بر آن را بايد از نزديك ديد و فضاى عطرآگين آن را استشمام كرد تا آنچه را كه به عنوان يكى از مظاهر اصيل طبيعت هنوز در گيلان خودنمايى مىكند درك كرد و از آرامش آن براى آرام زيستن الهام گرفت . نيزارها گذشته از آنكه زيستگاه مناسبى براى پرندگان به شمار مىروند رويشگاه گياهانى با قابليت انعطاف فراوان هستند كه در صنايع دستى و بومى گيلان كاربرد قابل توجهى دارند . تا قبل از يورش كفپوشهاى ساخته شده از الياف مصنوعى نظير موكت ، فرش ماشينى و يا ديگر فرآوردههاى مواد پلاستيكى ، ساكنان حاشيهء تالاب براى توليد حصير به عنوان كفپوش از برگ نى استفاده مىكردند . حصيربافى چه براى مصرف شخصى و چه براى عرضه به بازار ، از فعاليتهاى جانبى خانهدارهاى حاشيهء تالاب بود . حصير كه عايق رطوبت و دماست به عنوان مطلوبترين كفپوش در شرايط اقليمى گيلان روزگارى از اقبال فراوانى برخوردار بود . در دهههاى اخير با يورش كفپوشهاى مصنوعى اين محصول به شدت مورد بىمهرى قرار گرفته و تنها در سطح محدودى توليد مىشود . علاوهبر حصير ساقههاى نى براى توليد انواع صنايع دستى در گيلان مورد استفاده قرار مىگيرد . فروشگاههاى صنايع دستى در شهرهاى گيلان هميشه انبوهى از زنبيلها ، سبدها و ظروف حصيرى را به عنوان سوغات گيلان به مسافران گيلانگرد عرضه مىكنند . علاوهبر تالاب انزلى كه بزرگترين اكوسيستم آبى ساحلى در استان گيلان است ، تعداد زيادى از درياچههاى طبيعى يا مصنوعى در گيلان وجود دارند كه از نظر اهميت توريستى شايان ذكر هستند . در جنوب شهر زيباى آستارا يكى از درياچههاى زيباى ساحلى گيلان در مساحتى كوچك قرار دارد . اين درياچه كه سطح آن در فصول مختلف به شدت نوسان مىيابد ، اندكى قبل از ورود به شهر آستارا در نزديكى روستاى عباسآباد واقع شده و در شمار بهترين زيستگاههاى طبيعى پرندگان است . براى جلوگيرى از هجوم مردم به اين درياچه ، محل آن جزو مناطق حفاظت شده اعلام شده و به همين دليل انبوه پرندگان مهاجر و بومى در محيط آبى آن زندگى و توليد مثل مىكنند . در روستاى جوكندان واقع در 12 كيلومترى شمال شهر تالش بر روى رودخانههاى كوچكى كه در پايكوه از درهها خارج مىشوند ، يك آببند مصنوعى ساخته شده كه در پشت آن درياچه كوچكى به وجود آمده است . قدمت ساختمان اين آببند مشخص نيست . اما آخرين بار ديوار سنگى آن به وسيلهء مرحوم روح الله خان مير مسعودى تعمير و مرمت شده است . هدف اصلى از ساختمان آن ذخيرهء آب براى مزارع برنج واقع در اراضى پائيندست آن بوده و هنوز هم از اين نظر مورد استفاده قرار مىگيرد . عمق درياچهاى كه در پشت اين ديوارهء سنگى و خاكى ايجاد شده به حدود سه متر مىرسد و در ميان آن درختان جنگلى سازگار با محيط آبى از آب سر برآوردهاند . در همينحال گياهان آبى در ساحل آن مانند زنبق در رنگهاى مختلف چشمانداز زيبائى به درياچه مىبخشند . اين درياچه كه از نظر طبيعى و زيبائى در نوع خود جزو مناظر زيبا و كمنظير استان گيلان است ، علاوهبر ارزشى كه براى زراعت دارد ، از نظر توريستى نيز واجد اهميت است . درختان جنگلى در ميان آب درياچه منظرهاى دلانگيز به عاشقان طبيعت عرضه مىكند . محيط آبى آن مطلوب پرندگان بوده و تعداد زيادى از انواع پرندگان با لانههائى كه بر روى شاخهها و تنههاى درختان مىسازند در اين درياچه زندگى مىكنند . اين درياچه با جادهء اصلى در حدود سه كيلومتر فاصله دارد و جزو زيبائيهاى طبيعى ناشناختهء گيلان بشمار مىرود . قايقرانى بر روى اين درياچه به مهارت خاصى نياز دارد . چراكه تنههاى افتادهء درختان و شاخههاى شكسته ، در زير آب يا روى آن شناور بوده و قايقرانى را مشكل مىسازند . اما با تمام مشكلات نفوذ در آن لطف و جذابيتى خاص دارد . در حوالى فومن ، صومعهسرا ، ضيابر ، جمعهبازار و پيربازار به بركههاى كوچك اما زيبائى برمىخوريم كه علاوهبر اهميت اكولوژيكى ، چشمانداز طبيعى زيبائى به نواحى جلگهاى واقع در حاشيهء شهرهاى فوق مىبخشند . اين بركههاى طبيعى با تغييرات فصلى آب آنها ، محيط كمعارضه و هموار جلگه گيلان را از يكنواختى زراعى و جنگلى آن بيرون آورده و مظاهر طبيعى محيطهاى آبى را به عنوان يكى ديگر از زيبائيهاى طبيعى ناحيهء گيلان تا عمق جلگه ادامه مىدهند . در كنارههاى سفيدرود و شعبات فرعى آن درياچههاى ساحلى زيبائى را مشاهده مىكنيم . اين درياچهها كه در مواقع پرآبى گسترش مىيابند ، نواحى ساحلى شهرستانهاى لنگرود و رودسر را زيبائى خاصى مىبخشند . گياهان آبزى كه به نام ليق يا لق در سواحل آنها مىرويند به طور سنتى براى پوشش سقف خانهها به مصرف مىرسند . از نظر زيست محيطى اين درياچههاى فصلى اهميت زيادى دارند . در همينحال خود از ديدنيهاى طبيعى گيلان نيز به شمار مىروند . يكى از زيباترين آنها را مىتوان در مصب اصلى رودخانهء سفيدرود كه به شكل خليج درآمده مشاهده كرد . در مصب سفيدرود رسوبها تحت تأثير جريانهاى دريائى و حركت امواج متوجهء بخش شرقى مىشوند . از همينرو دلتاى سفيدرود در شكل طبيعى خود متمايل به شرق است . اين جهتگيرى ، موجبات به وجود آمدن يك خليج طبيعى در مصب رود را فراهم ساخته است ، كه ديوارهاى از رسوبها ، آن را در جهت شمال از